اشک تو چشات حلقه میزنه
بعدزیرلب میگی''دلم واسه قهرکردنات'همه دیوونه بازیات'لوس شدنات'خنگ بازیات'شیطونیات تنگ شده
بعدپامیشی لباساتوعوض میکنی ومیری یه شاخه گل میخری
میای پیشم وقتی اومدی پیشم زانومیزنی 'دستاتومشت میکنی ومیگی''لعنتی پاشو'برگرد'دیگه نمیتونم بی توبمونم
امافقط باسکوت من مواجه میشی ازجات پامیشی وگل رومیزاری سرخاکم
بعدمیری بازهم فرداتکرارمیشه
امااونی ک رفته دیگه هیچ وقت نمیاد
آرررررهههههههه عشقم
کسی ک رفت دیگه برنمیگرده
برچسب: یه روزی تنگ غروب آسمون,یه روزی آقا خرگوشه,یه روزی میاد که نمیدونیم,یه روزی مرغ تو هم,
نویسنده: هستی حسینی